الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

29

الغدير ( فارسي )

هستم از خود شما - اين سخن را چند بار تكرار فرمود ، گفتيم : آرى . در اين هنگام در حالى كه دست تو را ( خطاب بعلى عليه السّلام است ) گرفته بود فرمود : من كنت مولاه فعلى مولاه ، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه - سه بار . ابو موسى اين حديث را با بررسى سند روايت نموده و از طريق ابن عقده از كتاب او ( الموالات فى حديث الغدير ) ابن حجر در جلد 4 « الاصابه » صفحهء 159 آن را روايت كرده است . و سيد نور الدين سمهودى در « جواهر العقدين » نقل از حافظ ابى نعيم اصفهانى در « حلية الاولياء » از ابى الطفيل روايت كرده كه گفت : على رضى اللَّه عنه به پا خاست و حمد و ثناى خداوند نمود و سپس گفت : به خدا سوگند مىدهم هر كس كه روز غدير خم حضور داشته برخيزد - آنها كه با نقل قول از ديگران بر اين امر گواهند برنخيزند ، فقط كسانى برخيزند كه گوش آنها ( از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله ) اين گفتار را شنيده و قلب آنها آن را ضبط نموده است ، در نتيجه هفده تن برخاستند كه از جمله آنها : خزيمة بن ثابت و سهل بن سعد و عدى بن حاتم و عقبة بن عامر و ابو ايوب انصارى و ابو سعيد خدرى و ابو شريح خزاعى و ابو قدامهء انصارى و ابو ليلى ( 1 ) و ابو الهيثم بن تيّهان و مردانى از قريش بودند . سپس على رضى اللَّه عنه و عنهم گفت : بياوريد آنچه شنيديد ، آنان گفتند : شهادت ميدهيم كه : ما با رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله از حجة الوداع آمديم تا هنگام ظهر كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله ( از جايگاه خود ) بيرون آمد و امر فرمود شاخه و خارهاى چند درخت را زدودند و خرقهء بر آنها فكندند سپس اعلام نماز فرمود و ما بيرون شديم و نماز گذارديم ، سپس به پا خاست و حمد و ثناى خدا نمود و پس از آن فرمود : اى مردم گفتار شما ( در زمينهء وظايفى كه انجام داده‌ام ) چيست ؟ گفتند : بتحقيق ابلاغ نمودى . گفت : خدايا گواه باش ( سه بار اين كلام را فرمود ) . سپس فرمود : نزديك است كه من دعوت شوم

--> ( 1 ) در ينابيع الموده ، ابو يعلى مذكور است و او شداد بن اوس است كه در سال 58 در گذشته .